پنجشنبه, 2 شهریور 1396

مکانیابی نقاط مستعد کشت توتون در استان گیلان با استفاده از GIS

مکانیابی نقاط مستعد کشت توتون در استان گیلان با استفاده از GIS

توتون یکی از محصولات با ارزش کشاورزی و صنعتی بشمار می رود و در اقتصاد کشورها نقش مهمی را دارد و در ایران نیز با توجه به پتانسیل مطلوب شرایط آب و هوایی و خاک بویژه در استانهای شمالی کشور می تواند، جایگاه ویژه ای داشته باشد. پیش بینی مشکلات کشاورزی و استعدادیابی منابع همواره از اهداف توسعه کشاورزی پایدار بوده تا بتوان بیشترین بازده را از حداقل منابع به دست آورد. هدف از انجام این تحقیق، مکان یابی مناطق مستعد کشت توتون با روش سیستم اطلاعات مکانی (GIS) در استان گیلان می باشد. پهنه بندی این روش پس از بررسی شرایط اقلیمی 64 ایستگاه هواشناسی متعلق به سازمان هواشناسی و وزارت نیرو در داخل و خارج استان با طول دوره 13 ساله (80-1379 لغایت 92-1391) از اردیبهشت تا شهریور انجام شد. مدل تحلیل سلسله مراتبی(AHP)[1] برای وزن دهی لایه ها در محیط GIS استفاده شده است. متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق عبارتند از، بارندگی، حداقل و حداکثر دما، حداکثر و متوسط رطوبت روزانه، درجه روز رشد (GDD)، شیب و جهت شیب می باشد.

برآورد داده های اقلیمی مورد استفاده در سطح استان با استفاده از تکنیک های زمین آمار انجام گردید، بهترین روش انتخاب شده برای این محاسبات روش کریجینگ است که کمترین خطا را به دست می دهد. پس از تبدیل این لایه ها به لایه های رستری و ریکلاسیفای[2] کردن آنها، با تخصیص وزن مناسب به هر یک از لایه معیارها در محیط الحاقیه (AHP)، محاسبه نهایی انجام می گردد. نرخ ناسازگاری (Cr) به دست آمده در این تحقیق 07/0 می باشد و در انتها نیز نقشه مناطق مستعد کشت توتون در سطح استان در چهار وضعیت بسیار مناسب با 18 درصد، مناسب با 28 درصد، ضعیف با 32 درصد و نامناسب با 22 درصد از مساحت کل استان به دست می آید. نتایج نشان می دهد 6425 کیلومتر مربع از مساحت استان در وضعیت مناسب و بسیار مناسب برای کشت توتون می باشد. این مناطق در شهرهای آستارا، تالش، رضوانشهر، فومن، صومعه سرا، رشت، لاهیجان و لنگرود قرار دارند.

 
 

 

تعیین گستره سیل رودخانه خوانسار در حدفاصل سد باغگل تا روستای وانشان با استفاده از الحاقیه HEC-GeoRAS

تعیین گستره سیل رودخانه خوانسار در حدفاصل سد باغگل تا روستای وانشان با استفاده از الحاقیه HEC-GeoRAS

سیلاب، ارتفاع آب مازادی است که سبب ایجاد تخریب و خسارت در مسیر حرکت خود می‌گردد، به عبارت دیگر سیلاب معادل حجم آبی است که خارج از ظرفیت طبیعی رودخانه می‌باشد. در حال حاضر تکنولوژی به آن درجه از تکامل نرسیده است که از بروز سیلاب های زیان بار جلوگیری و یا در عوامل و عناصر جوی تغییری ایجاد نماید. بنابراین هرگونه راه حل اصولی و چاره ساز را باید در روی زمین و خصوصاً در عرصه حوضه های آبخیز جستجو کرد. دراین ارتباط اولین اقدامی که برای کاهش خطر سیل مطرح می شود، مهار سیل در سرمنشاء آن یعنی زیر حوضه های آبخیز است و شناسایی مناطق سیل خیز در داخل محدوده شهری در مرحله بعد می باشد، لذا باید مناطقی که پتانسیل بالایی در تولید سیل دارند شناسایی شوند تا امکان بهینه سازی عملیات اجرایی در سطوح کوچکتر و خطرساز فراهم شود و از هزینه های اضافی طرح های کنترل سیل جلوگیری گردد. هدف از این تحقیق نیز ارایه روشی است تا با استفاده از آن بتوان ضمن در نظر گرفتن اثرات متقابل عوامل موثر بر سیل خیزی، مناطق خطر ساز و سیل خیز رودخانه را تعیین کرد.

در این پژوهش سعی گردیده با معرفی یکی از روش های تعیین گستره سیل با استفاده از تلفیق نرم افزارARCMAP  ، مدل هیدرولیکیHEC-RAS  و الحاقیه HEC-GeoRAS ضمن پهنه بندی سیل در قسمتی از رودخانه خوانسار حد فاصل سد باغگل تا روستای وانشان در ابتدای جاده خوانسار به گلپایگان، جدیدترین، باصرفه ترین و کوتاه ترین روش پهنه بندی سیل از نظر اقتصادی و زمانی معرفی شده، مزایا و توانایی های آن مورد بررسی قرارمی گیرد. همچنین مقاطعی از بازه رودخانه که بیشترین عرض و گستره سیل را با دوره بازگشت 50 ساله دارد مشخص گردد. با توجه به شناسایی 17 بازه سیل گیر در این رودخانه که به سه دسته پرخطر(A)، خطرناک(B) و کم خطر(C) درجه بندی گردیده اند و تعیین و برآورد پارامترهای هیدرولیکی آن از قبیل عرض آبگرفتگی، عمق آب، سرعت جریان، تنش برشی و مقاومت جریان و ... می توان با استفاده از روش های سازه ای و غیر سازه ای ارائه شده نسبت به کنترل و مهار سیلاب رودخانه اقدام نمود.

تعیین گستره سیل رودخانه مرغک در محیط HEC-GeoRAS

تعیین گستره سیل رودخانه مرغک در محیط HEC-GeoRAS

در حال حاضر تکنولوژی به آن درجه از تکامل نرسیده است که از بروز سیلاب های زیانبار جلوگیری و یا در عوامل و عناصر جوی تغییری ایجاد نماید. بنابراین هرگونه راه حل اصولی و چاره ساز را باید در روی زمین و خصوصاً در عرصه حوضه های آبخیز جستجو کرد. دراین ارتباط اولین اقدامی که برای کاهش خطر سیل مطرح می شود، مهار سیل در سرمنشاء آن یعنی زیر حوضه های آبخیز است. در این راستا شناسایی مناطق سیل خیز در داخل حوضه دارای اهمیت زیادی می باشد، لذا باید مناطقی که پتانسیل بالایی در تولید سیل دارند شناسایی شوند تا امکان بهینه سازی عملیات اجرایی در سطوح کوچکتر و خطرساز فراهم شود و از هزینه های اضافی طرح های کنترل سیل جلوگیری گردد. هدف از این تحقیق نیز ارایه روشی است تا با استفاده از آن بتوان ضمن در نظر گرفتن اثرات متقابل عوامل موثر بر سیل خیزی، مناطق خطر ساز و سیل خیز را در داخل حوضه تعیین کرد. در این پژوهش سعی گردیده با معرفی یکی از روش های پهنه بندی سیل با استفاده از تلفیق نرم افزارهایARCVIEW  وHEC-RAS  و الحاقیه HEC-GEORAS-431ضمن پهنه بندی سیل در قسمتی از رودخانه مرغک، جدیدترین، باصرفه ترین و کوتاه ترین روش پهنه بندی سیل از نظر اقتصادی و زمانی معرفی شده، مزایا و توانایی های آن مورد بررسی قرارمی گیرد. همچنین مقاطعی از بازه رودخانه مشخص شده که بیشترین عرض و گستره سیل را با دوره بازگشت 25 ساله دارد. این مقاطع در پایین دست رودخانه حد فاصل جاده اصلی فومن به پونل تا بازه انتهایی رودخانه (ورودی به تالاب انزلی) در 8 کیلومتر پایانی از مجموع حدود 30 کیلومتر بازه رودخانه را شامل می گردد.

تعیین دامنه خط برف با استفاده از داده های ایستگاههای هواشناسی و ماهواره ای در استان گیلان

تعیین دامنه خط برف با استفاده از داده های ایستگاههای هواشناسی و ماهواره ای در استان گیلان

به دلیل نقش بسزای پوشش برفی در چرخه هیدرولوژیکی، بررسی خصوصیات پوشش برف (سطح پوشش برف) با تفکیک مکانی و زمانی بالا ضروری به نظر می رسد. اندازه گیری این پارامتر عموماً با استفاده از مشاهدات میدانی در ایستگاه های هواشناسی صورت می پذیرد. اما از آنجایی که ایستگاه های برف سنجی از توزیع مکانی مناسبی برخوردار نبوده و عموماً در ارتفاعات حوضه که تراکم برف و روزهای همراه با برف بیشتر است، تعداد این ایستگاه ها بسیار محدود است، بنابراین استفاده از روش های سنتی اندازه گیری زمینی از کارایی لازم برای پایش متناوب مشخصات فیزیکی برف برخوردار نمی باشند. از این رو، تعیین این پارامتر ها باید متکی بر روش هایی باشد که در تماس مستقیم با برف نبوده و به صورت غیر مستقیم تخمین قابل قبولی از این پارامتر ها را در اختیار ما قرار می دهند.

نقشه های توپوگرافی، تصاویر ماهواره ای 8 روزه MODIS و داده های اقلیمی دما و بارش روزانه و ماهانه ایستگاه های هواشناسی، ابزارها و داده های مورد استفاده در این پژوهش هستند. همچنین از نرم افزارهای Arc GIS و ERDAS IMAGINE و سایر نرم افزارها برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است. در این راستا، با استفاده از این اطلاعات در یک دوره آماری 13 ساله از سال آبی 80-1379 لغایت 92-1391 و در ماه های آبان تا فروردین، با استفاده از آمار بارش برف روزانه، دماهای ماهانه (حداکثر، حداقل و متوسط)، خط پیشروی و پسروی برف در ماه های مختلف سال و پتانسیل سطوح تحت ریزش آن مشخص شد و با مقایسه با تصاویر سطح پوشش برف، خط برف مرز در سطح استان تعیین و بررسی گردید. نتایج نشان از تطابق بالای این خط در تصاویر ماهواره ای پوشش برف در ماه های آذر، دی، بهمن و اسفند با ارتفاع دمای صفر درجه مربوط به متوسط دمای ماهانه که نشان دهنده متوسط خطوط ذوب و ریزش برف روی زمین است، در همین ماهها می باشد.

مقایسه تطبیقی برفمرز حاصل از داده های ایستگاههای هواشناسی و تصاویر پوشش برف MODIS در استان گیلان

مقایسه تطبیقی برفمرز حاصل از داده های ایستگاههای هواشناسی و تصاویر پوشش برف MODIS در استان گیلان

به دلیل نقش بسزای پوشش برفی در چرخه هیدرولوژیکی، بررسی خصوصیات پوشش برف با تفکیک مکانی و زمانی بالا ضروری به نظر می رسد، اما از آنجایی که ایستگاه های برف سنجی از توزیع مکانی مناسبی برخوردار نبوده و عموماً در ارتفاعات حوضه که تراکم برف و روزهای همراه با برف بیشتر است، تعداد این ایستگاه ها بسیار محدود است، بنابراین استفاده از روش های سنتی اندازه گیری زمینی از کارایی لازم برای پایش متناوب مشخصات فیزیکی برف برخوردار نمی باشند. از این رو تعیین این پارامتر ها باید متکی بر روش هایی باشد که در تماس مستقیم با برف نبوده و به صورت غیر مستقیم تخمین قابل قبولی از این پارامتر ها را در اختیار ما قرار می دهند. نقشه های توپوگرافی، تصاویر ماهواره ای 8 روزه MODIS و اطلاعات دما، برف و بارش روزانه و ماهانه ایستگاه های هواشناسی استان گیلان، داده های مورد استفاده در این پژوهش هستند. با استفاده از این اطلاعات در یک دوره آماری 13 ساله از سال آبی 80-1379 لغایت 92-1391 و در ماه های آبان تا فروردین، با استفاده از آمار بارش برف روزانه، دماهای ماهانه (حداکثر، حداقل و متوسط)، خط پیشروی و پسروی برف در ماه های مختلف سال مشخص شد و با خط برفمرز حاصل از تصاویر سطح پوشش برف در سطح استان مقایسه گردید. نتایج نشان از تطابق بالای این خط در تصاویر ماهواره ای پوشش برف در ماه های آذر، دی، بهمن و اسفند با ارتفاع دمای صفر درجه مربوط به متوسط دمای ماهانه دارد.

شناسایی چالش ها و ارائه سیاست های راهبردی برای مدیریت بهینه تاٌمین و مصرف آب در اراضی شالیکاری تحت شبکه آبیاری و زهکشی سفیدرود در سال 1393

شناسایی چالش ها و ارائه سیاست های راهبردی برای مدیریت بهینه تاٌمین و مصرف آب در اراضی شالیکاری تحت شبکه آبیاری و زهکشی سفیدرود در سال 1393

هدف از گزارش پیش رو بررسی و شناخت موانع و مشکلات مدیریت تامین آب مورد نیاز شالیزارهای تحت شبکه آبیاری و زهکشی سفیدرود گیلان و ارایه راهکار مناسب براساس برنامه ریزی صحیح می باشد. در این تحقیق مشاهده می شود با بررسی پیوند و ارتباط برنامه ها و مطالعات انجام یافته در خصوص نحوه تأمین آب مورد نیاز از طریق پتانسیل های آبی موجود در شرایط مختلف، ثبات مدیریتی، اهداف و سیاست های شکل دهنده به برنامه و برنامه ریزی یکپارچه و هماهنگ بین اجزا و بخش های مختلف مدیریت سیاسی- اقتصادی، منطقه ای و محلی و اتخاذ تصمیمات و راه حل های مناسب حل مسایل، می توان به اهداف مورد نظر دست یافت.

کاهش شدید جریان های ورودی به سد سفیدرود از ابتدای مهر ماه سال آبی 93-1392 و به تبع آن عدم ذخیره سازی کامل آب در مخزن سد که تا زمان رها سازی آب در اوائل اردیبهشت 1393 به 944 میلیون متر مکعب بالغ گردید، نشان از یک دوره آبیاری پرتنش را میداد. لیکن انجام یک سری سیاست های راهبردی برای مدیریت بهینه تاٌمین و مصرف آب که مهمترین آنها عبارتند از استفاده بهینه از منابع آب های داخلی، بازچرخانی آب موجود و آبیاری تناوبی، منجر به موفقیتی کم نظیر گردید که علاوه بر عدم وقوع کمترین آسیب به محصول برنج و جلوگیری از بحران اجتماعی متاٌثر از آن، صرفه جویی قابل ملاحظه در میزان آب مصرفی در اراضی شالیکاری تحت شبکه سفیدرود و افزایش بیش از 5 درصد را در تولید محصول برنج شاهد بودیم.

« 1 2 3 4 » صفحه:
« اقتصاد مقاومتی؛ تولید و اشتغال »

© تمامی حقوق این وب‌سایت، متعلق به شركت سهامی آب منطقه‌ای گیلان است.  |  تولید و پشتیبانی: گروه دیبا